تاریخ سررسید در ایران و کشورهای اسلامی

تاریخ سررسید در ایران و کشورهای اسلامی , تقویم و سررسید در ایران قبل از اسلام : با مطالعه و پژوهش در ارکان و مبدا تقویم و سالنامه های رایج در کشورمان ایران،به تفاوت های زیربنایی آنها در دوره های تاریخی پیش از اسلام و پس از اسلام می توان پی برد،در این نوشته به روند تغییر و تحول تقویم و سررسید در کشورمان ایران که به سه بخش پیش از ورود اسلام،از هنگام ورود اسلام تا قرن نهم هجری و از قرن نهم هجری تا به اکنون تقسیم بندی شده است،و هریک از این بخش ها نیز به جزئ های کوچکتری،که دارای انواع سررسیدها رایج در هرکدام از دوره های تاریخی مورد بررسی قرار می گیرد.

تاریخ سررسید در ایران

تقسیم بندی در مورد تاریخ تغییر سررسید درایران قبل از ورود اسلام،به آن دلیل انجام می شود که چون بیشتر سررسیدهای مهم ایرانی که شامل تقویم یزدگردی و جلالی و خانی می باشد که این تقویم ها تا قرن نهم هجری قمری پدید آمدند و رایج گشتند،و در فاصله قرن نهم تا قرن چهاردهم هجری قمری از رواج ترین تقویم ها در کشورمان بودند،ودر طول این مدت ،سررسید مهم دیگری که در این مطلببتوان آن را ذکر کرد،در ایران پدید نیامد و فقط تحولات مهمی که در قرن های ذکر شده باعث جای گزینی چند تا از سررسیدهای تازه شد،در ادامه این مطلب سعی می شود سررسیدهایی به شما معرفی شوند که نشانگر مفهوم”سررسید و تقویم ملی”و نحوه استفاده از تقویم ها در کشورمان ایران باشد.

الف)سررسید در ایران قبل از ورود اسلام

قدیمی ترین سررسید و تقویم ایرانی

در پژوهش هایی که درباره تاریخ سررسید ایرانی در دوره زمانی قبل از تشکیل امپراتوری هخامنشی،که عنوان قدیمی ترین گاه شماری ایرانی را به خود اختصاص می دهد،بهتر است که به شیوه تقسیم بندی کشور ایران به دو قسمت شرقی و غربی که مخصوصا از لحاظ ویژه گی زبانی با یکدیگر دارای تفاوت های زیادی هستند،لازم است.بررسی و پژوهش در مورد تاریخ سررسید در این نقطع تاریخی به برخی منابع بابلی محدود می شودو برای بررسی در مرد تاریخ سررسید قسمت غربی،که با سرزمین بین النهرین مجاورت و همسایگی دارد و منابع اندکی که پس از ورود اسلام به ایران ،در مورد سررسید قسمت شرقی به ثبت رسیده است،در این مقطع تاریخی مهم ترین فاکتورهایی که طراحی تقویم ها،در قسمت نجد کشور ایران ،وارد شدن ساکنان این منطقه از اقتصاد که برپایه کشاورزی بود است،چون در جوامعی که اقتصاد آن وابسته به کشاورزی است،باید برطبق یک سررسید شمسی بتوان موقعیت خورشید را معین کرد و همچنین آگاه شدن از زمان تقریبی فصل ها بسیار ضروری و کاربردی بود،و این درحالی است که همجواری و همسایگی و تماس همیشگی ساکنان قسمت غربی نجد کشور ایران با تمدن بابل سبب شد تا ایرانیان،اغلب جزئ های تقویم بابلی را دریافت کنند،که در نتیجه این همسایگی نوعی تقویم و سررسید شمسی –قمری در قسمت های غربی کشور ایران رایج شود.

و در قسمت شرقی کشور ایران،نوعی سررسید شمسی رواج داشت که ارکان آن به سررسید و تقویم زردتشتی بسیار شبیه بود،و فقط با استناد به نوشته های مکتوب ابوریحان بیرونی مورد تایید قرار می گیرد،که بر اساس آثار مکتوب ابوریحان بیرونی،مدت متوسط یک سال در حدود ۳۶۵روز و برابر با یک چهارم یک روز در نظر گرفته می شود،در این تقویم هرسال دوازده ماه که هرماه شامل سی روز بود بوده است،نحوه اعمال کبیسه در این تقویم به این گونه بود که هر شش سال یک ماه کبیسه که برای جمع کردن پنج روز بیرون از ماه های سال،و بعد از ۱۲۰سال سپری شدن یک ماه را در نظر می گرفتند به منظور جمع آوری کمبود شش ساعتی در روزهای سال معیین می شده است،بر اساس این نوشته ابوریحان بیرونی،تا سال صدو بیستم در میان ایرانیان عزیز بوده است و خود  آداب و رسوم مخصوصی را شامل می شود.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید